The sky will not fall in
آب از آب تکان نخواهد خورد،
آسمان به زمین نخواهد رسید.
He is tight-fisted
آب از دستش نمی چکد.
It made me smack my lips
آب از لب و لوچه من راه انداخت.
I want to run my car in
می خواهم ماشینم را آب بندی کنم.
We have to get along on a shoestring
مجبوریم با همین آب باریکه بسازیم.
******************************

He calmed down the situation.  OR   He poured oil on troubled waters.

آب بر آتش ریخت.

It brings grist to the mill.

آب برای من ندارد، نان که برای تو دارد.

He paves the the way for the enemy.

آب به آسیاب دشمن می ریزد.

I gave him a curt.  OR   I poured cold water on him.

آب پاکی روی دستش ریختم.

Whatever got you to …?

آبت نبود نانت نبود ... چه بود؟

******************************

Small fish is better than an empty dish.

آب دریا را اگر نتوان کشید   هم به قدر تشنگی باید چشید.

We seek water in the sea.

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم.

He went through the mill.

آبدیده شده.

Standing pools gather filth.

آب راکد می گندد.

It's no use crying over spilt milk.

 آب رفته به جوی باز نمی گردد.

 ******************************

He is respectable

او آدم آبروداری است.

It was a disgrace

آبروریزی بود.


He put me to shame

آبروی مرا برد.

He has fair face but foul heart

آب زیر کاه است!

He leads a dog's life
آب خوش از گلویش پایین نمی رود.
 
******************************
He chilled my blood
آب سرد روی سرم ریخت.(مایوسم کرد.)
They don't get along together
آبشان به یک جوی نمی رود.
He went to ground
آب شد رفت زیر زمین.
As well be changed for a sheep as for a lamb
 آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب.
Water not asked for,grants your wish
آب نطلبیده مراد است.